تبليغاتX
عشق؟

عشق؟

شعر و مطلب عاشقانه

طبیعت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

جالبه نگاه کن

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

موج و غیره

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

بدون شرح

[تصوير: 1225695277s7PiBLK.jpg]

[تصوير: I+don%27t+know+what+these+are.jpg]
[تصوير: knuttz_ueba_11.jpg]
[تصوير: funny-pics-11652.jpg]

[تصوير: knuttz_ueba_13.jpg]
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

جمله های پشت کامیون

در ماهیتابه عشقت سوختیم 
بی وفا روغن بریز !

هندونه بده قاچ كنيم 
لوپتو بده ماچ كنيم !

ما ز یاران چشم یاری داشتیم 
هندوانه كاشتیم اما كدو برداشتیم
احتیاط کن 
التماس نکن !!!
ای صوفی برو لقمه خود گاز بزن
کم پشت سر خلق خدا ساز بزن
آبمیوه صداتم ،
چرخ کرده نگاتم ،
قربون اون چشاتم ،
کشته خندهاتم ،
من مرده حیاتم ،
تا عمر دارم فداتم ،
بعد از مرگم خاک پاتم ،
تا هستی خاطرخاتم
رو باک کامیونا می نویسن : 
شکمو !!! 
یا بخور نوش جان !!! 
یا الهی کوفتت بشه

به مادرت رحم کن کوچولو !

بیمه دعای مادر
میروم سوی وطن
کسانیکه بد را پسندیده اند
ندانم ز خوبی چه بد دیده اند ؟
مادران زیبا ترین آهنگ عشقند !
در این درگه که گه گه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه 
مشو غره به امروزت که از فردا نای اگه.......

یا ضامن اهو
امان ازاین هیاهو

دلبری دارم چو مار عینکی
خوشکل و زیبا ولی کم پولکی !
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی !
دل ندادم که به من ساندویچ و دلمه دهی !
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

جمله های باحال


آخر بعد
هر نتی كه از عشق سخن بگوید زیباست حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی كه در انتظار صدای توست .
ما آدما همیشه صداهای بلند می شنویم ، پررنگ ها را می بینیم ، وکارهای سخت و دوست داریم ! 
غافل از اینکه خوب ها آسون میان ، بیرنگ می مونن ، بی صدا می رن
وقتى بارون مياد همه چى قشنگ ميشه 
تو، هم برو زيرش شايد يه فرجى بشه
پيچ جاده ، آخر راه نيست ! 
مگر اينکه تو نپيچی !
ضرب المثلاًهای به روز شده :
پرادو سواری دولا دولا نمیشه !
نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
"کافی میت" نخورده و دهن سوخته !
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی !
پاتو از پارکتت درازتر نکن !
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد !
آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" می خونه !!!
خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما
آدما هر چه بیشتر از محبت عشق بهره‌مند باشند ، 
بیشتر حسن‌های همدیگر رو درك می‌كنند 
و كمتر متوجه نقص‌های هم میشن !
امتحان میان ترم ادبیات زبان اصفهانی : ( روی عکس کلیک کنید )


خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی …
اسپانيايی ها مي گن :
"عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايی بلندتر است "
ايتاليايی ها مي گن :
"عشق يعنی ترس از دست دادن تو ! "
ايرانی ها مي گن :
"عشق سوء تفاهمی است بين دو احمق كه با يک ببخشيد تمام مي شود!!!
یه ستاره ۵ تا انتها داره. 
یه مربع ۴ تا انتها داره. یه مثلث ۳تا. 
یه خط ۲ تا. 
دلم می خواد دوستی من و تو مثل دایره باشه که هیچ انتهایی نداشته باشه !
وقتی از همه جا ناامید شدی برو رو کوه و فریاد بزن : آیا هنوز امیدی هست ؟؟؟ ..........
 اون موقع خواهی شنید : هست هست هست
 0('_')0
 0('_')0
 0('_')0
 0('_')0
~(-_-)~
 0('_')0
 0('_')0
 0('_')0
.
اگه گفتی من کدومم ؟
اون طفلک چشم و گوش بسته !
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟! 
لبخندی که بی اراده روی لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم
از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی ؟ 
می گه : عشخ یهنی بزالی کسی که دوس دالی از پفکت بخوله اما فقط توتا دونه ها ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

 به قل مراد ميگن :اگه بهت توهم دست بده چه مي كني ؟؟
ميگه : من دست نميدم
ا س ام اس قل مراد به نامزدش : 
در قلب منی هرگز
قل مراد از يه نفر میپرسه آقا قبله کدوم طرفه ؟
يارو ميگه از اين طرف .
قل مراد ميگه :يعنی هنوز بايد خيلی برم ؟!
قل مراد میره خواستگاری
 دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد 
میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم
قل مراد ميره دزدي، صاحب‌خونه پا ميشه ميگه کيه اون جا؟
 قل مراد ميگه: هيشکي، گربه‌ست، بععععع
قل مراد دندون طلا میکاره ....شب توی گاو صندوق می خوابه

به قل مراد ميگن در رو ببند هواي بيرون سرده..
ميگه: مثلا اگه من در رو ببندم هواي بيرون گرم ميشه !!؟؟

قل مراد رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ،
توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟
طرف مي گه : نه
از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟
اون يکي هم مي گه نه.
بعد قل مراد بلند ميشه مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن

قل مراد خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته؛
از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه ؛ 
ميگه : اه ! باز خر شدم save نكردم
قل مراد تو خيابون يه زنه رو ماچ مي كرده پليس مياد ميگه چه غلطي داري مي كني؟ 
ميگه: معلم كلاس اولمه
قل مراد شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه ...
ميگه خانوادت ميدونن تو اينجايي؟؟

قل مراد آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه
ميگن چرا گريه مي کني؟
با بغض ميگه آخه خواننده ش لاله

يه روز قل مراد با سامسونت بيرون مياد ....
همه بهش ميخندند
می دونین چرا؟
چون سامسونت رو تو سبد گذاشته بود

قل مراد زنگ ميزنه 118 ميگه ببخشيد شماره اصغر اقا رو دارين ؟
ميگه نه
قل مراد ميگه : ميگم يادداشت كن

قل مراد با ماشينش يه دختر سوار مي کنه
مآمورا جلوشو مي گيرن مي گن:خواهرم شما پياده شو ....
قل مراد با تعجب مي گه :خواهر شماست؟!؟! وضعش خرابه ها

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

جوکهای برره ای

به برره ایه مي گن : يه بازيكن بگو كه يك درجه از مارادنا بالاتر باشه ؟ 
مي گه : ماراسه نا !!!!!!!!!!!
برره ایه کنکور داشته می ره سر جلسه ، سوالها رو که پخش می كنند، اول یك پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره می شه !!!
بعد یك بیست پنج تومنی از جیبش درمیاره شروع می كنه تند تند شیر یا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .
بعد 40-50 دقیقه آقاهه ممتحنه می بینه برره ایه خیس عرق شده !!! هی داره یك سكه رو می ندازه بالا ، زیر لب فحش می ده .
می ره جلو می پرسه : داری چیكار می كنی ؟
می گه : همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك می كنم
تفكر عمیق برره ای ! 
اگرادیسون نبود بایددرتاریكی تلویزیون نگاه می كردیم .
معلم برره ایه سر کلاس درس به شاگرداش می گه : هر کس خنگه از جاش بلند شه و بایسته !
یهو یه شاگرده بلند می شه می گه : آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید
به برره ایه می گن : اذون بگو 
مي گه : همه چيز با يك نگاه شروع شد ...
برره ایه میره دستشوئی زنونه می گیرنش می گن : مگه کوری نمیبینی زنونست ؟ 
می گه : من چکار کنم اینجا نوشته : زنا، نه !  اونطرف هم نوشته : مردا، نه !
یه برره ایه می ره پیك نیك زنش می گه :  بشینم زیر اون درخت خوبه . 
می گه : نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره .!! 
زنش می گه : اینجا ماشین می زنه بهمون ! 
خلاصه بعد از كلی جر و بحث می ندازن وسط جاده ، بعد می بینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق می زنه اونا از جاشون تكان نمی خورن كامیونه هم فرمونو می پیچونه می ره تو درخت.
برره ایه به زنش می گه : اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم ها !!!
برره ایه می ره طواف کعبه ، جو می گیرتش می زنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"
برره ایه رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه : چطور بود ؟
برره ایه می گه : خوب بود ، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. 
قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود : “ پرده دوم ، دو سال بعد ”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون !
به  برره ایه می گن : چرا در خونت نوشتی WC ؟
می گه : این مخفف welcome هست !
برره ایه می ره نماز جمعه می بینه دارن هی شعار برعلیه امریکا می دن جو می گیرتش می ره میکروفن رو می گیره می گه : خواهرا بیزحمت هفته دیگه نیاین می خوایم فحش ناموس بدیم .
برره ایه می خواسته تو اطلاعات استخدام بشه 
بهش می گن : برای شروع یه کُد سه رقمی بهت می گیم بعدش تحت سخت ترین شکنجه ها نباید اون ععدد رو اعتراف کنی ! 
می گه : قبوله
خلاصه بهش می گن و بعد می فرستنش توی یه اتاق و یکی یکی ناخوناشو می کشن و اتوی داغ می ذارن رو تنش و ...
 عدده رو لو نمیده !
یه چند روز دیگه هم شکنجه ش می کنن به انواع روشها , بازم نمی گه !
خلاصه می فرستنش تو یکی ازین اتاقا که آینه و دوربین داره نگاش می کنن ببینن چیکار می کنه با خودش
می بینن هی داره با مشت می کوبه تو سر خودش و می گه : اَهَ ه ه  !! ... چند بود این عدده ؟؟
به برره ایه می گن : تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری ؟ 
می گه حضرت سوج 
می گن : حضرت سوج نداریم که ؟ 
می گه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج
برره ای اولی : با عمویت كجا می ری ؟
برره ای دومی : او را می برم فروشگاه محله مان ؛ چون آن جا نوشته " خرید برای عموم آزاد است ! "
برره ایه میره پنجاه تومن می ندازه توی صندوق صدقات، 
میبینه یکی داره از اون ور خیابون بهش می خنده، 
فکر میک نه کم انداخته، یه دویست تومنی می ندازه، 
می بینه بازم اون یارو داره می خنده، 
فکر می کنه ضایس، یه پونصد تومنی در میاره، 
می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری در میاره می ندازه تو صندوق، 
می بینه یارو دلشو گرفته قاه قاه می خنده. 
میره اون ور خیابون به بهش می گه : آخه یارو برای چی می خندی ؟ کار من کجاش خنده داره ؟
طرف می گه: ه ه ه ... این خو گوشی نداره .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مصطفی  | 

جوکهای باحال

SMS شب یلدا :
...........................
محفل آریائی تان طلائی ، دلهایتان دریائی
شادیهایتان یلدائی ،  پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . . 
...........................
تو خوبی!
تو بهترینی!
تو تکی!
.
.
.
اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!
........................... 
میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!
........................... 
شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
یلدا مبارک . . .
........................... 
روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و
عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .
...........................
آماده باش
.
.
فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی
چشم همه به تو
خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی
...........................
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .

SMS های تبریک عید قربان :
......
سلام خوبی؟
الان کجایی؟
راستی بهت تبریک می گم
واقعا باید خوشحال باشی نه؟
کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود خیلی خیلی حرفه ای هستی
هیچکی فکرشم نمی کرد بتونی دیروز از زیر تیغ فرار کنی
تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی
......
این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک
......
عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم !
......

یارو بچش می ره بالای دیوار 
می گه : یعقوب بیا پائین می فتی مریض میشی  ...
به معتاده می گن : فرق تو با ورزشکارها چیه ؟ 
می گه : اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی
اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايان مي‌رفت و یکی به دنبال آن مي‌دويد. 
يه نفر بهش گفت : فكر نمي‌كنم بتوني بهش برسي. 
طرف با نگراني گفت : دعا كن برسم ، چون من راننده آن اتوبوسم !

از دختره می پرسن : شوهر چند حرف داره ؟ 
می گه : اگه پیدا بشه حرف نداره

یارو بعد از عمری میره مو می‌کاره ، اسمش واسه حج واجب درمیاد .
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه : من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه : خوب این که گناه نیست!
مرد می گه : ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه.
کشیش می گه : درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه : اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه : بگو فرزندم.
مرد می گه : آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده ؟
یارو رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه می كردن .
دادستان می گه : سنگدل ?!  تو وقتی داشتی زنت رو می كشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی ؟!
طرف می گه : نه والله !  بس كه این زنیكه جیغ و داد میكرد مگه می ذاشت ما چیزی بشنویم ؟!!
یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . 
بچشون میشه بسیجی . 
چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت
غضنفر می ره مسابقه قرآن ، نوبت اون که می شه
براش سوره بنی اسرائیل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده !!!
یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده
بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟
می گه  بابا من فقط دمش رو گرفتم ... خودش می کشه
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد، 
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره . 
رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین .
معلم از بچه می پرسد : می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب ؟ 
می گه : چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مصطفی  |